loading...

۩ درگاه مرکزی ۩

درگاه مرکزی ؛ تمامی خدمات و محصولات برجسته سازمان مردم نهاد عصر دانایی و آگاهی

بيانات در ديدار جمعی از بسیجیان1378/06/10
قبل از هر سخنى، من لازم مى‌دانم از يكايك شما برادران و خواهران عزيز تشكّر كنم كه امروز اين اجتماع عظيم را تشكيل داديد؛ شما جوانان بسيجى و سپاهى و جوانان مؤمن كه آگاهى را با احساس مسؤوليت و شور و شعور همراه كرديد. شما صَفوه و زبده جوانان اين روزگار و جامعه ما هستيد؛ كمااين‌كه جوانان كشور ما، امروز مجموعاً بهترين جوانان كشورهاى جهان - تا آن‌جايى كه ما مى‌شناسيم - هستند. لازم است تشكر و اخلاص خودم را به شما جوانان عزيز و اين مجموعه مؤمن و پرشور عرض كنم. البته بهانه‌ى ديدار ما اين بود كه برادران سپاهى و بسيجى در اين بخش از مرزهاى طولانى، توانسته‌اند خدمت بزرگى انجام دهند و امنيت ايجاد كنند. بحث امنيت، بحث مهمّى است و من لازم دانستم از نيروهايى كه در ماههاى گذشته، با زحمات فراوان و فداكاريهاى ارزنده و برجسته توانستند اعاده امنيت كنند و به بركت آنها در اين منطقه امنيت مستقر شود، تشكّر كنم. اين اجتماع عظيم شما، بنده را وادار مى‌كند كه درباره امنيت - كه امروز يكى از مقولات اساسى جامعه و كشور ماست - چند كلمه‌اى عرض كنم:

امنيت، نعمت بزرگى است. در قرآن هم راجع به امن و امنيت سخن رفته است. در هر جامعه‌اى، زمينه لازم براى پيشرفتهاى مادّى و معنوى، امنيت است. البته افراد برجسته‌اى هستند كه در فضاهاى ناامن هم كارهاى بزرگى انجام مى‌دهند؛ در زير فشار اختناق رژيمهاى ظالم و ستمگر - همان‌گونه كه قبل از انقلاب در اين كشور بود - كسانى بودند كه در همان ناامنى هم كارهاى بزرگى مى‌كردند؛ ليكن شرط حركت عظيم اجتماعى براى يك ملت، در درجه‌ى اول «امنيت» است. امنيت هم انواعى دارد؛ يكى از آنها امنيت نظامى و انتظامى است كه شما ملاحظه مى‌كنيد در بعضى از مناطق عالم، از لحاظ نظامى و انتظامى ناامنى هست. اين، بخشى از مقوله امنيت است. امنيت سياسى و اقتصادى و فكرى و عقيدتى هم داريم كه همه اينها مقولات بسيار با اهميتى است. من سرفصلها و جملاتى را عرض مى‌كنم كه لازم است شما جوانان عزيز، ذهن و فكر خودتان را وارد اين مقوله كنيد تا ان‌شاءاللَّه براى استنتاجهاى كلّىِ‌تان مفيد باشد.

اگر بخواهيم درست تشخيص دهيم كه براى پيشرفت يك كشور، امنيت چقدر اهميت دارد، از برخورد دشمن با مقوله امنيت، مى‌شود اين را فهميد. وقتى انقلاب پيروز شد، در واقع يك مانع بزرگ از مقابل ملت ايران برداشته شد كه بتواند در ميدانهايى كه در طول صدسال، صدوپنجاه سال عقب مانده بود، جبران عقب ماندگيهاى گذشته را بكند. نظام اسلامى آماده بود كه هدايت مردم را در پيشرفت در همه اين ميدانها برعهده گيرد و ملت ايران در زمينه علم و صنعت و خودكفايى و در زمينه مسائل فكرى و عملى و مادّى و معنوى، به حركت عظيمى دست بزند و آن را شروع كند. اولين كارى كه دشمنان براى سنگ‌اندازى در اين راه انجام دادند، ايجاد ناامنى بود؛ يعنى مرزهاى ما را ناامن كردند. ببينيد؛ اين نكته خيلى اساسى و مهمّى بود. همان دشمنانى كه انقلاب عليه آنها بود؛ همان قدرتهايى كه تا آن‌جا كه توانسته بودند، سعى كرده بودند نگذارند اين انقلاب پيروز شود، بعد از آن كه انقلاب پيروز شد، براى مقابله با آن، از حربه ايجاد ناامنى عليه اين ملت و اين انقلاب استفاده مى‌كردند. در درجه اوّل، در اين منطقه نزديك خراسان - حدود تركمنستان - و در منطقه كردستان و غرب و شمال كشور و نيز مناطق ديگرى در جنوب - منطقه خوزستان - با تحريك قوميتها، شروع به مفسده‌انگيزى و ايجادناامنى كردند؛ ولى نظام اسلامى بر اينها فائق آمد. آن روز همين بسيجيان و همين جوانان مؤمن مثل شما، به همين مناطق گوناگون - چه در خراسان و چه در مناطق ديگر - رفتند، سينه سپر كردند، فداكارى نمودند و توانستند امنيت را برگردانند؛ يعنى در واقع توانستند ريشه فتنه را در مناطقى خشك كنند. دشمنان قبلاً فكر مى‌كردند كه با ايجاد ناامنى خواهند توانست انقلاب را به زانو درآورند؛ اما ديدند كه نشد. لذا جنگ را تحميل كردند. ناامنى‌اى كه از يك جنگِ تمام‌عيار براى كشور به‌وجود مى‌آيد، خسارتبارترين و سخت‌ترين و سنگينترين ناامنيهاست. اينها اين كار را كردند. رژيم عراق را به جنگ، به آتش افروزى، به حمله به مرزها از طرف غرب كشور وادار كردند. مسأله هم به جنگ بين دو ملت و با امكانات دو كشور محدود نماند؛ بلكه تمام امكاناتى را كه عراق توانايى جذب آن را در اين جنگ داشت، به سمت عراق سرازير كردند!

ببينيد؛ عزيزان من! جوانان! اين مطالبى كه من به شما عرض مى‌كنم، جزو بيّنات و واضحات فضاى عمومى كشور در پانزده سال قبل است. در پانزده سال قبل، اين حرفهايى كه الان عرض مى‌كنم، براى هيچ‌كس در اين كشور تازگى نداشت؛ چون همه با تمام وجود آن را لمس مى‌كردند؛ اما امروز نسل جوانى كه آن روز را به‌درستى لمس و درك نكرده، در ميدان است. ناامنى تبليغاتى و ناامنى سياسى از طرف دشمن به‌قدرى پرفشار است كه مى‌خواهد مانع شود و نسل جوانِ امروز، اين حقايقى را كه ده سال قبل، پانزده سال قبل جزو واضحات بود، انكار كند و پوشيده بدارد. من مى‌خواهم ذهن شما نسل جوانِ امروز را به اين حقيقت متوجّه كنم كه حتّى حقايقِ به اين روشنى را - كه براى كسانى كه آن روز در اين مملكت صحبت مى‌كردند و امروز هم اكثر مردم مملكت را تشكيل مى‌دهند، چيزهاى جديدى نيست - دشمن مى‌خواهد با حمله سنگين تبليغاتى و سياسى خود بپوشاند. آن روز به نفع عراق كه با ما وارد جنگ شده بود تا مرزهاى ما را ناامن كند، همه قدرتهايى كه در دنيا مى‌توانستند در اين زمينه كارى بكنند، وارد شدند. عدّه‌اى - يا ناخردمندانه و يا خائنانه - مى‌خواهند از ياد اين ملت ببرند كه دشمنىِ رژيم امريكا با ملت ايران، چقدر براى اين ملت خسارت ايجاد كرده است و هنوز هم خسارت ايجاد مى‌كند؛ مى‌خواهند اين را انكار كنند! همين رژيم امريكا - كه آن روز ما به صورت تحليل مى‌گفتيم و بعد از جنگ، اخبار و آمار و اطلاعات ريز آن منتشر شد - به عراق كمك كرد؛ كمك الكترونيكى، كمك تسليحاتى، كمك در روشهاى جنگيدن، كمك مالى، كمك مستقيم و غيرمستقيم! ناتو هم كمك كرد؛ بسيارى از كشورهاى عربى هم كمك كردند؛ براى اين‌كه بتوانند با فشار ناامنى، نظام انقلابى را از پا بيندازند و يا به زانو درآورند. باز هم همّت جوانان اين مملكت، دلهاى پاك و با ايمان اين كشور، همين بسيج، همين سپاه، همين ارتش، همين انسانهاى مؤمن و پاك‌نهادى كه در پشت جبهه‌ها كانونِ همّت را گرم نگه مى‌داشتند، توانست بر تمام توطئه‌هاى دشمن فائق آيد و به رژيم مهاجم و به همه پشتيبانانش - از امريكا و شوروىِ آن روز و ديگران - تودهنى بزند و ملت ايران را به‌عنوان قهرمان اين برهه، در مقابل چشم جهانيان قرار دهد و امنيت را به‌عنوان بزرگترين نعمت به اين مملكت برگرداند؛ مرزها را آرام كند و براى شهرهايى كه زير بمباران بودند - كه در دوران جنگ، تقريباً نيمى از جغرافياى اين كشور در زير بمباران بود - اعاده امنيت كند؛ براى زن و مرد، براى كاسب، براى عالم، براى دانشجو، براى كارگر، براى سياستمدار، براى رئيس، براى مرؤوس و براى همه كسانى‌كه به امنيت نياز دارند، امنيت ايجاد كند؛ حتى براى آنهايى كه ناشكرانه اين امنيت را انكار مى‌كنند. بنابراين، دلهاى با ايمان و عزم ايمانى و راسخ اين جوانان، امنيت را براى همه مردم به‌وجود آورد.

البته دشمن مأيوس نبوده است؛ الان هم مأيوس و منصرف نيست. اگر ما خيال كنيم كه دوران ايجاد امنيت نظامى و انتظامى تمام شده است، برداشت درستى نيست. دشمن هرجا بتواند، ايجاد ناامنى مى‌كند. هر وقت دشمن بتواند، ناامنى نظامى و انتظامى را بر اين ملت تحميل مى‌كند؛ كمااين‌كه ديديد يك بهانه كوچك يافتند و يا درست كردند و در همين ايام تيرماه، در تهران ايجاد ناامنى كردند. يا بهانه را خودشان درست مى‌كنند، يا اگر فرض كنيم بهانه را آنها درست نمى‌كنند، بهانه كوچكى مى‌يابند تا ايجاد ناامنى كنند؛ به خيابانها بيايند، شيشه بشكنند، مغازه آتش بزنند، ماشين آتش بزنند و مردم را تهديد كنند! بنابراين، دشمن از ايجاد ناامنى مأيوس و منصرف نيست. اين‌كه عدّه‌اى بيايند، لزوم وجود و اهميت عناصر و عوامل مؤمنى را كه ضامن امنيتند و از اوّلِ انقلاب تا امروز هم نشان داده‌اند كه امنيت را براى اين ملت به‌وجود مى‌آورند، انكار كنند، اين يا نابخردانه و يا خائنانه است؛ از اين دو حال خارج نيست. وجود نيروهايى كه بتوانند براى اين ملت و اين كشور و براى هر فعاليت سازنده و حياتى در اين مملكت امنيت به وجود آورند، براى هر ملتى مثل هوا و آب ضرورى است. عدّه‌اى مى‌خواهند اينها را انكار كنند. نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج عمومى مردم ما، مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اى كه هيچ خدشه‌اى در آن راه ندارد، محسوب مى‌شوند. نيروهاى نظامىِ با اخلاص ما - سپاه و ارتش - الحمدللَّه كم نيستند. اينها سازمانهاى مبتنى بر ايمانند. در اين بحثى نيست؛ اما فرق است بين آن نيروهايى كه به عنوان وظيفه سازمانى وارد ميدان دفاع مى‌شوند، با نيروهايى كه به دنبال وظيفه ايمان و عشق و به دنبال دستور قاطع عواطف برخاسته از اعماق جان وارد ميدان مى‌شوند. اين بسيج است. انكار بسيج، انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براى كشور است. ما در ميدان جنگ هم اگر بسيج را نداشتيم، كميتمان لنگ بود. در دوران بعد از پايان جنگ هم اگر بسيج نمى‌بود و اگر امروز هم نباشد، كميت اين انقلاب و اين نظام و همه حركتهاى سازنده اين كشور لنگ است. انكار بسيج و بى‌احترامى به آن، يا نابخردانه است، يا خائنانه است. تا زمانى كه براى اين كشور امنيت لازم است و تا وقتى كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد - يعنى هميشه؛ چون هميشه احتياج به امنيت هست - به نيروى بسيج، به انگيزه بسيجى، به سازماندهى بسيجى و به عشق و ايمان بسيجى احتياج هست.

امنيت سياسى هم يك نوع از امنيت است. البته اين روزها بحث امنيت اقتصادى هم مطرح است؛ كه حرف درستى هم هست و ما هم آن را تأييد مى‌كنيم. ما هم درباره امنيت اقتصادى در اين كشور، اعتقاد راسخ داريم كه بايد طورى باشد كه در اين كشور، كار اقتصادى، حركت اقتصادى، تلاش اقتصادى، رونق اقتصادى و سازندگى اقتصادى - از هر نوعش - امكان‌پذير باشد و كسانى كه اراده اين كار را دارند، با امنيت بتوانند اين كار را انجام دهند. بحمداللَّه، هم دستگاه قضايى و هم دستگاه اجرايى بر اين مطلب توافق كردند و من هم به آنها كمك خواهم كرد تا بتوانند اين مقصود را كه براى كشور مهمّ است، انجام دهند. اما اين نكته را بگويم: مبادا كسى خيال كند كه ايجاد امنيت اقتصادى، يعنى باز گذاشتن راه براى مفتخورهاى اقتصادى، سوءاستفاده‌چيهاى اقتصادى و زالوهاى اقتصادى! امنيت اقتصادى، به معناى اين نيست كه قوانين و مقرّرات سالم كشور، نديده گرفته شود. امنيت اقتصادى يعنى اين‌كه انسانها و آحاد مردم اين كشور، از هر قشرى، بخواهند كار اقتصادى بكنند - چه كار صنعتى، چه كار كشاورزى، چه سرمايه‌گذارى، چه تجارت - بدانند كه كسى مزاحم آنها نخواهد شد؛ اما اين معنايش آن نيست كه آن كسانى كه چه در دوران جنگ و چه در دوران سازندگى، توانستند از پيچ و خمهاى اقتصادى استفاده‌هاى نامشروع بكنند و ثروتهاى نامشروع به وجود آورند، اين امكان را داشته باشند كه بتوانند چنين حركت نامشروعى را به عنوان امنيت اقتصادى انجام دهند. معناى امنيت اقتصادى، هُرهُرى مسلك بودن در مسأله اقتصاد نيست؛ معنايش ميدان دادن به زرنگها و سوءاستفاده‌چيها و كسانى كه منتظرند از هر فرصتى براى پر كردن كيسه خود از راه نامشروع - نه راه مشروع - بهره ببرند، نيست؛ اين را توجّه داشته باشند. هر نوع سرمايه‌گذارى‌اى كه قانون آن را اجازه دهد، بايستى امنيت داشته باشد. تصوّر هم نشود كه تا به‌حال ناامنى اقتصادى از ناحيه‌ى مسؤولان كشور يا بخشهاى قانونى كشور بوده است؛ نخير، ناامنى اقتصادى هم بيشتر از قِبَل آدمهاى سوءاستفاده‌چى بوده است. هر جا كه يك سوءاستفاده‌چى هست، يك نوع اختلال در كارها هست و يك طور ناامنى هم وجود دارد. بنابراين، امنيت اقتصادى هم مسأله مهمّى است و ما هم به آن اعتقاد داريم.

و اما امنيت سياسى. امنيت سياسى معنايش اين است كه تفكّرات و معارف سياسى در جامعه، معارف واضح و دور از نفاق و دوگونه‌گويى و دوگونه‌انديشى باشد. معنايش اين است كه كسانى كه متصدّى بيان مسائل سياسى براى مردم هستند،نسبت به مردم امانت به‌خرج دهند. معنايش اين است كه كسانى كه متصدّى نوشتن و پخش كردن و منتشر كردنِ معارف فكرى جامعه هستند، دروغ نگويند، فريب ندهند، تقلّب نكنند و در طعامى كه على‌الظّاهر شيرين هم هست، زهر مخلوط نكنند؛ اين امنيت سياسى است. آن قلمى كه برمى‌دارد بيست سال تلاش و مجاهدت مظلومانه و فداكارانه اين ملت را در مقابله با قدرتهاى زورگوى چپاولگرِ دشمنِ ظالم انكار مى‌كند، اين امنيت سياسى كشور را به هم مى‌زند و ناامنى فكرى ايجاد مى‌كند. آن كسى كه در داخل كشور، با استفاده از امكاناتى كه قانون و بيت‌المالِ اين مردم در اختيار او گذاشته است، برمى‌دارد خواسته‌هاى دولتمردان و سياستمداران فلان كشور دشمن را توجيه مى‌كند و با قالبهاى على‌الظّاهر پسنديده، به خورد يك عده مى‌دهد، اين ناامنى سياسى و فكرى ايجاد مى‌كند. اين هم مثل همان دزد سرگردنه است - فرقى نمى‌كند - مثل همان اشرار لب مرز است. آنها مگر چه كار مى‌كنند؟ آنها هم جنس قاچاق مى‌آورند و جوانان مردم را دچار انواع بدبختيها و بيماريها و اعتياد مى‌كنند. آن‌كه اين كار را مى‌كند، از او كه كمتر نيست؛ اگر خطرناكتر نباشد! اينها ذهنها را منحرف و گمراه مى‌كنند. بنده درباره مطبوعات و نوشتنها، صحبتهاى زيادى كرده‌ام. هيچ‌كس هم نمى‌تواند منكر اين بشود كه بنده طرفدار فكر آزاد، قلم آزاد، بيان آزاد و معارف منتشر شده گونه‌گون در اين كشورم؛ اعتقاد من اين است. من مى‌گويم بايستى افكار و آراء و سلايق مختلف در كشور، به صورت صحيح و درست مطرح شود؛ اما گفتنِ معارف گوناگون يك حرف است، دروغ گفتن به مردم و دروغ نوشتن و تحريف كردن حقايق و بلندگوى دشمن شدن، حرف ديگرى است؛ آنچه كه من درباب مطبوعات نمى‌توانم قبول كنم و بپذيرم، اين دومى است.

بيانات در ديدار فرماندهان و جمعی از پرسنل نیروى هوایى ارتش1375/11/18
اگر منطقه خليج فارس در امنيت باشد، ما كه بيشترين ساحل را در خليج فارس داريم، بيش از همه از امنيت اين منطقه استفاده خواهيم كرد. اگر خليج فارس، محل حضور بيگانگان نباشد، ما كه منافع زيادى در اين خليجِ پهناور و بزرگ - كه مشترك بين ما و كشورهاى ديگر است - داريم، بيش از ديگران در امنيت اين منطقه سعى خواهيم داشت. اين امر طبيعى است. هيچ كس نمى‌خواهد خانه خودش را ناامن كند. كسانى خليج فارس را ناامن مى‌كنند كه مى‌خواهند از ناامنى و يا لااقل از شايعه ناامنىِ اين جا سوءاستفاده كنند و وانمود نمايند كه در اين منطقه ناامنى است، تا بتوانند سلاح بفروشند، تا بتوانند حضور نظامى پيدا كنند، تا بتوانند نفوذ سياسى در كشورهاى خليج فارس به دست آورند. اين حرف، متعلّق به آنهاست؛ والّا هر كسى وقتى به جغرافياى منطقه نگاه كند، مى‌فهمد كه در اين منطقه، ايران اسلامى بيش از ديگر كشورها، به امنيت اين منطقه پايبند است. بنابراين، تبليغات دشمن دروغ است.


بيانات در ديدار جمعى از فرماندهان نيروى انتظامى1376/04/25
مسأله نيروى انتظامى، البته يك مسأله اساسى و مهمّ است. اگر ما بخواهيم ضروريات زندگى بشر را در فصول عمده خلاصه كنيم و مثلاً به دو فصل، سه فصل و حداكثر به چهار فصل برسد، يك فصل از اين چند فصل، فصل «امنيت» است. بدون امنيت، نه خوراك لذّتى مى‌بخشد، نه خانواده اُنسى ايجاد مى‌كند و نه شغل و درآمد فايده‌اى مى‌دهد. امنيت كه نبود، هيچ چيز نيست. امنيت، مثل هوا براى انسان، به طور مستمر لازم است. اگر جامعه امنيت نداشته باشد، حالت اختناق پيدا مى‌كند؛ مثل مجموعه‌اى كه هوا در اختيار نداشته باشد. اين، اهميت امنيت است. امنيت هم متعلّق به همه است. امنيتِ تهران، واجبتر از امنيتِ مردم مرزنشين جنوب و شرق و غرب كشور نيست. امنيت افراد مرفّه كه از سرمايه و امكاناتى برخوردارند، واجبتر از امنيت آن كارگرى كه چشمش به مزد روزانه است، نيست. لذا امنيت، متعلّق به همه است؛ نيروى انتظامى هم متعلّق به همه است.

نكته‌اى را فرمانده محترم نيروى انتظامى ذكر كردند كه نكته درستى است و آن، اين است كه اساس نيروى انتظامى در دوران رژيم غير مردمى و طاغوتى، براى حفظ امنيت طبقات ويژه بود و بقيه مردم هر چه بر سرشان مى‌آمد، اهميتى نداشت! من در همان زمان رژيم گذشته، در مناطق مرزى كشور به صورت تبعيد زندگى مى‌كردم و مى‌ديدم كه وضع آن‌جا چگونه بود. در آن‌جا، امنيت به دست گردن‌كلفتها و باج‌بگيرهاى منطقه سپرده شده بود. امنيت، عبارت بود از امنيت خوانين و بزرگان و سرمايه‌داران منطقه و ديگران حقى از آن نداشتند. به همين‌خاطر، اگر در مناطق مختلف اين كشور و بخصوص در دوردستها، آدم متنفّذى، نوكران، كارگران و زيردستان خود را مى‌زد، مى‌كشت، حبس مى‌كرد، از زندگى و هستى مى‌انداخت و امنيت آنها و زن و فرزندشان را صلب مى‌نمود، ايرادى نبود و كسى نمى‌گفت كه شما چرا اين كار را كرديد! اگر به پاسگاه هم شكايت مى‌كردند، شكايت‌كننده محكوم مى‌شد! يعنى امنيت، امنيت طبقات ويژه بود، نه امنيت عمومى.

گيرم كه فرضاً در شهرهاى بزرگ مثل تهران و بعضى شهرهاى ديگر، پليس، بازارها و كوچه‌ها و خيابانها را در همه‌جا زير نظر داشت؛ اما در حقيقت اين دستگاه عظيمى كه در آن زمان براى امنيت كشور فراهم و طرّاحى شده بود، هدفش آن بود. در داخل نيروهاى انتظامىِ آن روز، عناصر مؤمن و با اخلاص و خدوم و زحمتكش كم نبودند - ما از نزديك آنها را مى‌شناختيم؛ مردمان خوب خيلى بودند - ليكن سردمداران، امنيت را براى عموم نمى‌خواستند.

در نظام اسلامى، قضيه اين‌طور نيست. امنيت، امنيت عموم مردم است. در همه شؤون زندگى، امنيت يك ضرورت براى انسان است. در دوران عبادت، در دوران سازندگى، در دوران تجارت و در هر فعاليتى كه انسان بخواهد بكند، محتاج امنيت است. اين‌جاست كه اهميت نيروى انتظامى معلوم مى‌شود. شما برادران نيروى انتظامى، هر چه از لحاظ اقتدار و سرپنجه قدرتمندى كه بتواند عناصر مخلّ امنيت را در كشور تعقيب كند، و نيز از لحاظ اخلاق و شرافت و نجابت و امانت و پاكدامنى، بر كيفيّت خودتان بيفزاييد، زيادى نشده است. نيروى انتظامىِ نظام اسلامى، همان‌طور كه اين آقايان در سرودشان مى‌خواندند كه «ما پناه دلهاى شكسته‌ايم»، بايد حقيقتاً اين‌طور باشد. نيروى انتظامى بايد پناه دلهاى خائف و ترسان و جانهايى كه احساس مى‌كنند از سوى يك انسان يا جمع و مجموعه‌اى تهديد مى‌شوند، باشد. وجود نيروى انتظامى، بايد احساس امنيت را در مردم به وجود آوَرد. اين، شأن نيروى انتظامى در نظام جمهورى اسلامى است.


بيانات در دیدار جمعی از بسیجیان1376/09/05
آن كسانى كه خواستند خاطر مردم را مغشوش، ذهن مردم را خراب و امنيت مردم را به هم بزنند، به خيال خود خواستند مردم را در مقابل يكديگر قرار دهند و صفوف را از هم جدا كنند. اينها به مردم خيانت كردند، به انقلاب و به كشور خيانت كردند و البته بايد در چارچوب قانون با اينها رفتار شود. من خواهش مى‌كنم هيچ كار و هيچ حركت غيرقانونى نشود. هيچ‌كس از آحاد مردم درصدد برنيايد كه خودش برود و به خيال خود، كسى را مجازات كند؛ نه، به‌عهده قانون است.


انتصاب تيمسار سيف‌اللهی به فرماندهی نيروی انتظامی1371/07/02
بسم الله الرحمن الرحيم
تيمسار سرتيپ رضا سيف‌اللهی
با توجه به شايستگی و لياقتی كه در طول خدمات گذشته از شما به ظهور رسيده است و با عنايت به سوابق انقلابی و خدمات فداكارانه‌ی شما در مسئوليتهای خطير نظامی و انتظامی، بنا به پيشنهاد وزير محترم كشور شما را به فرماندهی نيروی انتظامی جمهوری اسلامی منصوب ميكنم.
وظايف مهم اين نيرو كه اهم آن حفظ نظم و امنيت در سراسر كشور و فضای برخوردار از آرامش و اطمينان برای هم‌ميهنان است، ايجاب ميكند كه همه توانايی و تعهد خود را در كيفيت بخشيدن به فعاليتهای اين نيرو و بهره‌گيری از همكاری عناصر كاردان و مؤمن و انقلابی بكار بريد و آنچه را مسئولان پيشين فراهم آورده‌اند، مضاعف سازيد. انتظار ميرود كه حضور شما در اين مسئوليت مهم، كارآيی اين نيرو را بسی افزونتر از پيش سازد.
لازم ميدانم از خدمات تيمسار سرتيپ محمدسهرابی فرمانده پيشين نيروی انتظامی كه تلاش مخلصانه‌اش در شكل بخشيدن به اين سازمان نوبنياد در خور تقدير فراوان است، صميمانه تشكر كنم و ضمن دعا و آرزوهای نيك، وی را به عضويت در گروه مشاوران نظامی فرمانده كل قوا منصوب نمايم.


انتصاب مجدد حاج سيد‌احمد خمينی و حاج شيخ حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی1371/10/21
بسم الله الرحمن الرحيم
در اجرای اصل يكصد و هفتاد و ششم قانون اساسی، جنابعالی را مجدداً به نمايندگی خود در شورايعالی امنيت ملی برای مدت دو سال منصوب می‌كنم.
انتظار می‌رود كه با توجه به نقش برجسته و ممتاز تصميمات آن شورا در تحقق استقلال و امنيت ملی جمهوری اسلامی ايران ، بتوانيد با شركت فعالانه در آن و تبادل نظر مستمر بااينجانب، به اقتدار و استقلال نظام متعالی اسلامی كمك نمائيد.
توفيق شما را ازخداوند متعال مسئلت می‌كنم.


ابلاغ سیاست‌های كلی برنامه‏ى دوم‏ توسعه1372/08/18
8 - توجه و عنايت جدّى بر مشاركت عامّه‏ى مردم در سازندگى كشور و رعايت جهات زير در امر واگذارى مؤسسات اقتصادى به مردم:
الف: امر واگذارى در جهت تحقق اهداف برنامه باشد و خود هدف قرار نگيرد.
ب: در چهار چوب قانون اساسى صورت پذيرد.
ج: موجب تهديد امنيت ملّى و يا تزلزل حاكميت ارزشهاى اسلامى و انقلابى نگردد.



امنیت ملی در دیدگاه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای


 سخنرانى در ديدار با فرزندان ممتاز شاهد و جانبازان شهرهاى مشهد و تهران و استان كردستان1369/06/21
امروز قضاياى خليج فارس، دنيا را از خبرهاى گوناگون پُر كرده است. در مورد موضع ايران و سخن دل جمهورى اسلامى هم، تعبيرهاى مختلفى در اين‌جا و آن‌جا گفته مى‌شود. هر كس به ميل خود، حرفى در دنيا مى‌زند و از اوضاع منطقه و وضع ايران در قبال اين حوادث، تفسيرى ارايه مى‌كند. لازم است به اطلاع همه‌ى ملتهاى مسلمان منطقه برسانيم كه ما با حضور امريكا در اين منطقه، با طمع‌ورزى امريكا - كه در حرفهاى اخيرشان، خودش را بيشتر نشان مى‌دهد و ما هم از اول اين حدس را مى‌زديم - با روحيه‌ى طلبگار و زورگو و وقيح سياست امريكايى، بشدت مخالفيم. آنها به چه مناسبت مى‌گويند كه ما بايد امنيت منطقه را تأمين كنيم و امنيت پايدار اين منطقه ايجاب مى‌كند كه ما در اين‌جا باشيم؟! امنيت اين منطقه، به شما چه ربطى دارد؟!
امنيت اين منطقه، در درجه‌ى اول، متعلق به ملتهاى اين منطقه است. شما مشترى نفت اين ملتها هستيد؛ بيرونِ در بايستيد و در كار اينها دخالت نكنيد؛ بگذاريد خودشان امنيت اين منطقه را تأمين بكنند. اينها نفت خودشان را صادر خواهند كرد و به هركس كه مصلحت دانستند، خواهند فروخت. آيا اين حرف منطقى است كه دولتى فقط به اتكاى زورمند بودن و قلدرى، از آن طرف دنيا به اين‌جا بيايد و بگويد كه چون من مشترى اين منطقه هستم، بايد امنيت اين‌جا را تأمين كنم؛ ولو اين تأمين امنيت - به قول او - ضد امنيت و ضد مصالح ملتهاى اين منطقه باشد! كدام منطق عقلانى بشرى، اين را قبول مى‌كند؟ غير از شما امريكاييهاى زورگو و ديگر قلدرها و زورگوهاى عالم، چه كسى چنين حرفى را مى‌گويد و پاى آن مى‌ايستد؟!
مى‌گويند چون ما به نفت اين منطقه احتياج داريم، بايستى به اين‌جا بياييم، نيروى نظامى بياوريم و سيستم دفاعى و امنيتى درست كنيم! اگر شما در اين‌جا سيستم دفاعى و امنيتى درست كرديد، برخلاف امنيت ملتهاى اين منطقه خواهد بود. شما مى‌خواهيد در خانه‌ى ديگران، ولو به قيمت ناراحتى صاحبان خانه، براى خودتان جاى پا درست كنيد! اين، با كدام منطق قابل قبول است؟ آن‌چنان هم قرص و با وقاحت اين حرفها را مى‌زنند كه انسان از وقاحت آنها حيرت مى‌كند!
اگر مى‌بينيد كه امروز با حمله‌ى عراق به كويت، در اين منطقه ناامنى ايجاد شده است، موجب آن خود شما بوده‌ايد. شما بوديد كه عراق را تجهيز كرديد و كارى نموديد كه او در خودش احساس قدرت بكند و به كويت حمله نمايد. باز هم شما مايه‌ى ناامنى بوديد. شما به خاطر حقد و بغضايى كه با اسلام و جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى داريد، وارد ميدان شديد و تا آن‌جا كه توانستيد، پشت عراق را محكم كرديد و به او كمك نموديد. اگر پشتيبانى نمى‌كرديد و وارد نمى‌شديد، منطقه روى ناامنى را نمى‌ديد.
سالهاست كه ما اعلام كرده‌ايم، آماده هستيم با كشورهاى منطقه دور هم بنشينيم و به كمك همديگر خليج فارس را امن كنيم؛ دست متجاوزان را در اين منطقه كوتاه نماييم و نگذاريم كسى به حقوق ديگرى تجاوز كند. اين، وظيفه‌ى ما ملتهاى منطقه است؛ به شما چه؟!
مى‌گويند ما بايد در اين‌جا سيستم امنيتى درست كنيم! خاك بر سر ملتها و دولتهايى كه اجازه بدهند امريكاى متجاوز بيايد، طبق منافع خودش نقشه بكشد و در منطقه‌ى خليج‌فارس، سيستم امنيتى درست كند! مسلمانان نخواهند گذاشت، ملتهاى اسلامى اجازه نخواهند داد. هر كس در مقابل تجاوز و طمعكارى و نقشه‌ها و سياستهاى امريكا براى دست‌اندازى به منطقه‌ى خليج فارس بايستد و مبارزه كند، جهاد فى‌سبيل‌اللَّه كرده، و هر كس در اين راه كشته بشود، شهيد است.


بیانات در ديدار فرماندهان نيروى انتظامى1370/01/27
امنيت، مسأله‌ى اساسى و مهمى است. نظم اجتماعى، يك مسأله‌ى درجه‌ى اول است. كارايى مطلوب هر جامعه، در حد نظم مطلوب آن جامعه است. اگر نظم نبود، يا كم بود، از كارايى‌ها كاسته خواهد شد.

نيروى انتظامى بايد نظم و امنيت را طبق شرح وظايفى كه قانون برايش معين كرده، در سرتاسر كشور، بخصوص در مناطق مرزى، و بالاخص در برخى از مناطق كه گاهى اشرارى در آن‌جا نظم و امنيت را مورد اختلال قرار مى‌دهند، به اثبات برساند. اين، آن نكته‌ى اصلى و اولى است. بايد ثابت كنيد كه نيروى انتظامى جمهورى اسلامى ايران، اين كفايت و كارايى را براى حمل بار امانتى كه برعهده‌ى اوست، داراست.


فرمان به دكتر فيروزآبادى و سرلشكر محسن رضايى برای تغيير عنوان «ستاد فرماندهى كل قوا» به «ستاد كل نيروهاى مسلح» و «ستاد كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى» به «ستاد مشترك سپاه پاسداران انقلاب اسلامى»1370/10/25
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
برادر بسيجى، جناب آقاى دكتر سيّد حسن فيروزآبادى‌
سردار سرلشكر پاسدار محسن رضايى‌
با نگرش به تنوع مأموريتهاى نيروهاى مسلح كشور - اعم از ارتش، سپاه، بسيج و نيروى انتظامى - كه در كنار يكديگر، پاسدارى از امنيت ملى و نظام جمهورى اسلامى ايران را عهده‌دار مى‌باشند، براى يك‌آهنگى هرچه بيشتر نيروهاى مسلح، مقرر مى‌گردد:
1)عنوان «ستاد فرماندهى كل قوا» به «ستاد كل نيروهاى مسلح» تغيير يابد و رئيس اين ستاد از شخصيت حقوقى «رئيس ستاد فرماندهى كل نيروهاى مسلح» مندرج در اصل يكصدوهفتادوششم قانون اساسى برخوردار باشد.
2)عنوان «ستاد كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى»، با همان مأموريت و وظايف، به «ستاد مشترك سپاه پاسداران انقلاب اسلامى» تبديل گردد.
توفيق شما برادران و سردار سرتيپ پاسدار ذوالقدر، رئيس ستاد مشترك سپاه را در ايفاى وظايف خطيرتان از خداوند متعال خواستارم.

تعداد صفحات : 136

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    مهم ترین ملاک انتخاب دختران برجسته از نظر شما:





    خدمات درگاه مرکزی

    خدمات متنوع درگاه مرکزی در زیرپورتال های این سامانه



    http://adva.m2a2.ir

    برند ملی با طبقه بندی بین المللی عصردانایی و آگاهی


    http://shegeftisaz.m2a2.ir

    مرکز آموزش مجازی شگفتی ساز؛ آموزش در منزل


    http://farafarhang.m2a2.ir

    پایگاه خبری و ارائه تحلیل ها و اخبار فرهنگی اجتماعی


    http://arastoos.m2a2.ir

    سامانه رسمی شاگردان استاد محمد امین آراسته


    http://m2a2.ir

    مرکز کسب و کار آنلاین و رونق بخشی و کارآفرینی


    http://login.m2a2.ir

    میزکار مجازی و اتوماسیون اداری عصردانایی و اگاهی


    کدهای اختصاصی
    Instagram

    آموزش سریع و رایگان

    وبلاگ-کد لوگو و بنر

    ابزار وبلاگ

    تاییدیه کیفیت مدیریتی